سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
412
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
كائن : اسم فاعل ، مضاف اليه براى « معنى » . او : عاطفه . استقرّ : معطوف به « كائن » . ترجمه : و بواسطه ظرف يا حرف جرّ خبر دادهاند در حالى كه معناى « كائن » يا « استقرّ » را در نيّت گرفتهاند . شرح عربى : و اخبروا ، عن المبتداء ، بظرف ، نحو : و الرّكب اسفل منكم . او به حرف جرّ ، مع مجروره كالحمد للّه حالكونهم ، ناوين ، اى مقدّرين له متعلّقا اسم فاعل او فعلا هو الخبر فى الحقيقة و لا يكون الّا كائنا او استقرّ او ما فيه ، معنى كائن او استقرّ ، كثابت و وجد و نحوهما . ترجمه و شرح : خبر واقع شدن ظرف و جار و مجرور مصنّف گويد : و بوسيله ظرف يا حرف جرّ خبر دادهاند . شارح گويد : مقصود اينستكه براى مبتداء گاهى ظرف و زمانى حرف جرّ را خبر قرار مىدهند . ظرف مانند آيه شريفه : و الرّكب اسفل منكم ( سواران و لشگريان دور از شما بودند ) . شاهد در « اسفل » است كه باعتبار خلافتش از ظرف ، اطلاق ظرف به آن شده و خبر براى مبتداء يعنى « الرّكب » واقع شده و تقدير كلام چنين است : الرّكب فى مكان اسفل منكم . و منظور از خبر واقع شدن حرف جار اينستكه حرف با مجرورش مجموعا خبر قرار مىگيرند نه حرف به تنهائى چه آنكه قبلا گفته شد حرف قابليّت براى مخبر به را ندارد و مثال آن عبارتست از :